كسي به سرهنگ نامه نمي نويسد
1388/07/13 ساعت 18:05:56
 شهر كتاب ميرداماد از مكان هاي مورد علاقه من است. هر از چند گاهي با برخي از دوستان يا شخصاً براي خريد كتاب يا اطلاع از انتشار كتاب هاي تازه، به آنجا مي روم. چند هفته پيش كه به شهر كتاب رفته بودم به آثاري از گابريل گارسيا ماركز برخوردم. قبل از اين نام ماركز را بسيار شنيده بودم و مي دانستم كه آثار وي در ميان رمان خوان ها محبوبيت زيادي دارد. با خودم فكر كردم شايد خالي از لطف نباشد اگر خواندن برخي آثار وي را تجربه كنم.
" کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد عنوان کتابی از گابریل گارسیا مارکز است. او این کتاب را در ۱۹۵۷ در پاریس نوشت و در حالی که به لحاظ مالی در شرایط بدی قرار داشت. این اثر در ۱۹۶۱ میلادی منتشر شد. این رمان کوتاه داستان انتظار افراد برای ایجاد تغییری نومیدانه در زندگی آن‌هاست.
داستان روایت روزگار سرهنگ پیری است که سال‌ها در انتظار رسیدن نامه‌ای از طرف دولت به سر می‌برد تا برای شرکت و خدمات‌اش در یک جنگ داخلی بسیار قدیمی مبلغی به عنوان مقرری برای او در نظر گرفته شود. سرهنگ در حالی که در شرایط بسیار وخیم مالی قرار دارد (مانند شرایط مارکز در حین نوشتن اثر) تصمیم دارد تا با مقرری مورد انتظار علاوه بر ترتیب دادن یک زندگی آبرومندانه برای خودش و همسرش، خروس جنگی پسرش که چند ماه پیش حین توزیع مخفیانه اعلامیه‌های ضد دولتی کشته شد را نیز پرورش دهد. انتظار او برای دریافت نامه مربوز ادامه می‌یابد و آن نامه هرگز به دست او نمی‌رسد. او که به پیروزی خروس جنگی به چشم نوعی انتقام مرگ پسرش نگاه می‌کند در شرایط سختی قرار می‌گیرد که وادار به انتخاب راهی میان زندگی سخت و حفظ و پرورش خروس برای انتقام یا فروش خروس برای ادامه زندگی می‌شود. مارکز شخصیت سرهنگ این رمان را از سرگذشت پدربزرگ‌اش که از سرهنگ‌های درگیر در جنگ‌های داخلی کلمبیا بود الگو برداری کرده‌است."(برگرفته از ويكي پديا)

پ.ن: كسي به سرهنگ نامه نمي نويسد، ترجمه حهانبخش نوراني، نشر آريابان، چاپ سوم، 1386

مرتبط:
1. آشنايي با
گابریل گارسیا مارکز




  نظرات (19)
نویسنده مشکات website, 13/07/1388 - 20:15
 
خوب شد این رمان خوندین وگرنه فکر نمیکنم حالا حالا ها پستی میزاشتین خوب شد معرفی کردین من که فکر نکنم بخونمش. 
 
---------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون از توجهتون. 
 
نویسنده تربت تشنه, 14/07/1388 - 04:35
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
سلام  
خوشحالم از برگشتنتون و اینکه بالاخره نوشتید 
از مارکز تا حالا چیزی نخوندم ( مثل خیلی نویسنده های دیگر ) امیدوارم هر چه زودتر موفق به خواندن و شناختن آثار نویسندگان برجسته بشم ! 
باز هم تشکر از اینکه کتابهایی رو که می خونید معرفی می کنید 
 
------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون از لطفتون. 
 
نویسنده یوسف ش, 22/07/1388 - 14:00
 
سلام  
متن ربطی به اوضاع سیاسی اقتصادی اجتماعی و ... نداشت؟ 
 
---------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. اتفاقاً چرا! اما با این هدف خواندن این رمان رو انتخاب نکردم. 
 
نویسنده امیدوار والخ, 23/07/1388 - 08:05
 
سلام اخوی.. 
آقا پس شما کجاییین؟!!!!!! 
 
---------------------------------------------------------------- 
سلام برادر. زیر سایه شما! با من تلفنی تماس بگیر. 
 
نویسنده راحیل, 30/07/1388 - 10:38
 
به نظر من خیلی کتابی که معرفی کردید بیمزه و مسخره بود. 
 
--------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. نظرتون محترم. اما ای کاش دلایلتون رو هم بگین. التماس دعا 
 
نویسنده غریبه آشنا, 30/07/1388 - 10:46
 
وصفتون رو زیاد شنیده بودم و با توجه با این اوصاف سری به وبلاگتون زدم به قول نفس توفیلم دلشکسته نوشته هاتون اصلا به خودتون نمیاد چون دیدمتون 
موفق و پاینده باشید 
 
-------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. بدون تعارف، آدم تعریفی نیستم. اگر کسی هم به شما چیزی گفته مسئولیتش با خودشه. اینکه نوشته هام به خودم نمیاد! حرف قابل تأملی هست. خوشحال میشم نظرتون رو بیشتر توضیح بدین. التماس دعا 
 
نویسنده غریبه آشنا, 06/08/1388 - 08:12
 
نمیدونم تاچه حد این حرف منو قبول دارین ولی وقتی آدم یه نوشته ای، چیزی از کسی می خونه یه تصوراتی هم ازطرف (نویسنده)تو ذهنش میسازه  
ولی دوباره این گوش زد شد به من که از روی ظاهر افراد براش شخصیت نسازم و همین طور از روی نوشته ها 
و این ضرب المثل معروف که : 
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد  
که بدون تعارف مصداق شما هنر است و من به این قلم شما غبطه می خورم  
یا علی 
 
------------------------------------------------------------ 
سلام و ممنون از لطف شما. التماس دعا 
 
نویسنده امیدوار والخ, 22/11/1388 - 16:34
 
بسم ذی السلام! 
اگر امکانش بود،صد البته که این کار را به مرحله ی عمل می رساندیم برادرم!  
تا زمانی که حضرتعالی تشخیص دهید که به ما توفیق میزبانی ودر خدمت بودن خواهید دادیا خی همچنان منتظر می مانیم.. 
بدرود 
 
------------------------------------------------------------ 
سلام و ممنون. قربان، شکسته نفسی می فرمایید. ما در خدمتیم! 
 
نویسنده حمید, 06/08/1388 - 08:27
 
این روزها کم پیدا شدید من سر میزنم اما نمیدونم چرا نظرم نمیاد هیچ وقت اما حس میکنم این پست اخری هم به زور گذاشتید دوست داشتم بدونم چراکم پست میزارید چون وبتونو دوست دارم به خودم این اجازرو دادم که بپرسم دوست داشتید بگید. 
 
------------------------------------------------------------ 
سلام و ممنون از محبتتون. راستش بدون تعارف این روزها حرفی برای گفتن ندارم. احساس می کنم به یک جهش معرفتی نیاز دارم. همین! 
 
نویسنده عباس خسرواني website, 07/08/1388 - 10:54
 
هشتمين ستاره پر فروغ آسمان امامت و ولايت بدرخشيد و ماه مجلس شد و شيعيان را غرق در شادي و سرور كرد.آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت وتاريكناى سلطه گرى وهواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى ورهاننده، به رسوايى افتاد.يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد. اي امام غريب! اي قبله‌ي آمال مشتاقان خوشنودي و رضا، تو را رضا ناميده‌اند چرا كه رضايت حق در گرو ولايت توست، كه شايسته‌ي آن است تا گردن‌آويز هر جان آزاده و سبكبالي گردد.اي كه گلدسته‏ات منادي صورت اذان عشق ، مأنوس با غروب و زوال و پگاه مااي كه چلچراغ چشمت، خورشيد راه ماست ،چشممان به چلچراغ حريمت روشن است . ميلاد با سعادتت را گرامي مي داريم .اين عيد عزيز را به شما و خانواده محترم تبريك مي گويم 
 
-------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون عباس عزیز. متقابلاً این عید عزیز رو تبریک عرض می کنم. التماس دعا 
 




عضويت

Powered by WebGozar