با سرود خوان جنگ در خطه نام و ننگ
1389/02/16 ساعت 16:44:20

مرحوم نادر ابراهيمي را به خوبي نمي شناسم. چون "با سرود خوان جنگ در خطه نام و ننگ" تنها اثري است كه تا به حال از اين نويسنده وطني خوانده ام. به همين دليل، نمي توانم در مورد اينكه برخي وي را نويسنده اي  "لائيك" (1) مي دانند، قضاوت كنم. شايد به ظاهر برايم عجيب باشد كه كسي خالق اين اثر را لائيك بداند. اما از آنجايي كه اين نوشته مربوط به سالهاي جنگ است و از سوي ديگر، بسياري از متفكرين، نويسندگان و هنرمندان را مي شناسيم -مثل محسن مخملباف- كه از آنزمان تاكنون، دچار تحولات روحي و فكري متفاوتي شده اند، نسبت دادن همچين چيزي هم دور از ذهن نيست. به شرط آنكه پيش از آن مراد و منظور خود را از مفهوم "لائيك" روشن كنيم و بتوانيم ردپاي آنرا در آثار و زندگي او نشان دهيم.

اين كتاب، بخشي از يادداشت هاي سفر نادر ابراهيمي به جبهه جنوب در فروردين سال 1365 است. در اين سفر كه به صورت گروهي انجام گرفته است؛ ابراهيم حاتمي كيا (از سپاه پاسداران)، كمال تبريزي (از صدا و سيما) و علي كليج (از سپاه پاسداران) و نادر ابراهيمي  به عنوان نويسنده و محقق آزاد حضور داشته اند. ابراهيمي هدف اين سفر را پژوهشي مقدماتي براي گزارشي بزرگ معرفي كرده است.

يادداشت هاي كتاب از نظم خاصي پيروي نمي كند. چنانكه نويسنده هم در جايي از كتاب مي گويد: «دلم نمي خواهد اين گزارش كوتاه كم توان از نظم و نظامي برخوردار باشد؛ از جايي شروع شود و به جايي برسد؛ حركتي منطقي در زمان و مكان داشته باشد. نه... با من پياده بيا اي دوست، با من پياده بيا، و آشفته، و مختصري مجذوب.» (ص22). اما به نظرم مهمترين مشخصه كتاب، روايتي است كه يك "روشنفكر" يا به قول خودش "شبه روشنفكر" در مواجهه با جنگ دارد. روايت فردي كه اگرچه در حال و هوايي متجددانه به سر مي برد اما نمي تواند در برابر عظمت واقعه اي كه از نزديك با آن روبرو مي شود سكوت كند و از آن فراتر، در برابر رشادت ها و جان فشاني هاي مردان و زنان هموطنش و در يك كلام هيبت آنچه با وجودش لمس مي كند، خضوع نكند. به بيان ديگر، با وجود اينكه ابراهيمي متعلق به فرهنگي روشنفكرانه بوده و دقيقاً به همين خاطر، با آنچه در جنگ مي بيند و لمس مي كند فاصله اي فرهنگي دارد؛ اما اين فاصله فرهنگي سبب نمي شود بسان بسياري از روشنفكران ديگر با آنچه مواجه مي شود و در فهم آن عاجز است به ديده تحقير بنگرد. بلكه برعكس، اين  فاصله فرهنگي باعث مي شود تا در مقابل اين هيبت، متواضعانه و فروتنانه سخن بگويد و مجددانه در پي فهم و درك آن باشد. از اين منظر، لحن روايت ابراهيمي و سؤالاتي كه در مورد جنگ براي وي مطرح مي شود بسيار شبيه لحن روايت و سؤالاتي است كه در مورد انقلاب اسلامي براي ميشل فوكو مطرح شده است. هرچند يكي اديب است و ديگري فيلسوف! چراكه به زعم من، هردو -با وجود اختلافات متعدد- در داشتن فاصله اي فرهنگي با آنچه كه با آن مواجه شده اند مشتركند. و جالب تر اينكه خود نيز بدان معترفند. اما تفاوتي هم اينجا بين ايندو وجود دارد و آن اينكه خضوع و فروتني ابراهيمي در مقابل جنگ تحميلي برخلاف فوكو همراه با حسرتي وصف ناشدني از عمق جان است. چنانكه در فرازهاي پاياني كتاب مي گويد:

                                                                           

«يك روز، سرانجام به جبهه بازخواهم گشت، هرچند شايسته آن نباشم و شبه روشنفكري رنجيده و زخم خورده باشم. آنجا، سرم را روي زانوي رزمنده جواني خواهم گذاشت، و خواهم پرسيد: مگر اين آقايتان حسين با شما چه كرده است كه اينسان...

يك روز، سرانجام، به جبهه بازخواهم گشت و اين فصل خالي نوگشوده را پر خواهم كرد...

يك روز باز خواهم گشت...» (ص75)  

 

ضمناً زبان روايت، بي تكلف و مملو از تشبيه ها، استعاره ها و كنايه هايي زيباست. من اين فراز را بسيار دوست داشتم:

 

«اين پروانه هاي كوچك رنگارنگ سبكبال كه اينطور مست از نسيم بهاري به پيش مي تازند، تاريخ يك ملت بزرگ را مي سازند- بي آنكه تفاخري داشته باشند، يا تأملي روي اين نكته كه راهي كجا هستند يا پيمودن اين راه تا چه حد دشوار است.

اينك به ياد شعري از يغماي خشتمال نشابوري مي افتم كه تك بيت هاش، به اعتقاد من، حتي بيش از تك بيت هاي صائب مي خراشد و مي سوزاند و مي ماند:

گفتي: "هدف كجاست؟" كماندار را بپرس

        من تيرم و روان، چه خبر از نشانه ام؟ » (ص46)

 

پ.ن1: سرشار، محمدرضا. عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي نژاد يا: يك نويسنده چگونه سياستمدار مي شود، ص15.

پ.ن2: راستش خوشبختانه آمار كتاب ها آرام آرام از دستم در رفته است و كتاب هاي متعددي هست كه در اين مدت خوانده ام اما هنوز مجال معرفي شان را نداشته ام. لذا اگر ديديد پست هاي معرفي كتاب بالا گرفت، خرده نگيريد!

 

 مرتبط:

1. وب سايت رسمي مرحوم نادر ابراهيمي

2. ويژه نامه اي براي نادر ابراهيمي





  نظرات (9)
نویسنده قاصد, 17/02/1389 - 08:37
 
سلام 
اولین چیزی که بعد از خواندن این مطلب به نظرم رسید، مسئله "گزینش" بود. من که یکی از پر رفت و آمدترین افراد به شهر کتاب ها هستم و تقریبا عموم کتبی که در آنجاست را می شناسم، به این رسیدم که این ها هم در آوردن و معرفی کتاب ها از سلیقه و تفکر خود پیروی می کنند. من قلم نادر ابراهیمی را دوست دارم و به همین خاطر به آثارش دقت می کنم و تا به امروز این کتاب را در میان آنها ندیده بودم. شاید به این دلیل است که بوی جنگ می دهد! 
 
----------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. دقيقاً همينطور است! از اين به بعد دقت كنيد ببينيد كدام يك از كتاب ها و با چه موضوعاتي در شهر كتاب ها پيدا نمي شوند؟ مسئله "گزينش" كه فرموديد بسيار جدي است حتي در فروش يك كالايي مثل كتاب آنهم در جايي كه مثلاً قرار است شهر كتاب باشد! اين نشان مي دهد ما در همه شئونات زندگي روزمره مان حتي فروش يك كالا، فرهنگي عمل مي كنيم. 
التماس دعا 
 
نویسنده امیدوار والخ, 18/02/1389 - 09:51
 
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ. مائده105 
سلام بر برادرم ،کیف حالک ؟! بهترین ها را البته که آرزومندیم ،همین.. 
 
----------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون برادر عزيزم. شما خوبي؟ ما هم براي شما مشروع ترين بهترين ها را آرزومنديم! التماس دعا 
 
نویسنده علیرضا website, 18/02/1389 - 12:59
 
سلام امیررضا جان 
مطلبت فوق العاده دلمک را به دست آورد 
منتظرت هستم برای تبادل لینک هم آمادم 
یا زهرا 
 
---------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون عليرضاي عزيز. ما كه آخر نفهميديم اين تبادل لينك يعني چه؟ التماس دعا 
 
نویسنده ْشجره طوبی, 19/02/1389 - 07:55
 
سلام.با خواندن فرازهای این کتاب تشویق شدم به خواندنش.تا به حال هیچ مطلبی از مرحوم ابراهیمی نخوانده ام.فقط مطالبی که بعد از مرگشان در رورنامه هاچاپ شد راخوانده ام که آنها هم آنقدر متناقض بود که وی را نشناختم.التماس دعا 
 
---------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. اميدوارم حداقل فرصت پيدا كرده و اين كتاب را مطالعه كنيد. متأسفانه مطلبي كه فرموديد در مورد همه نويسنده هايي مانند ابراهيمي اتفاق مي افتد؛ كه هر جريان، دسته و گروهي بعد و يا حتي قبل از مرگشان سعي در مصادره كردن آنها دارد و بنابراين تا حدودي شناختشان را ابهام آميز مي كند. التماس دعا 
 
نویسنده قاصد, 22/02/1389 - 20:50
 
سلام 
شما که خوانندگان مطالبتان را ترغیب به خواندن این کتاب کردید لطفا بفرمایید از کجا تهیه کرده اید. این کتاب حتی در نمایشگاه کتاب هم موجود نبود یعنی به ما گفتند که دیگر نیست.بیچاره این شهر کتابی ها که پشت سرشان بد گفتیم : ) 
 
----------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. راستش من كتاب را از كتاب فروشي "فانوس" در دانشكده خودمان(دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي) تهيه كردم. نمي دانم هنوز نسخه اي در آنجا موجود باشد يا نه. اما پيشنهاد مي كنم به اين آدرس (http://ketabefanus.blogfa.com/) سري بزنيد و از آنها سؤال كنيد. التماس دعا 
 
نویسنده سیده کوچک website, 26/02/1389 - 09:18
 
باسمک یا الله! 
 
سلام! 
 
کتاب زیبایی رو معرفی کردید! 
و هنوزم جا داره که هم از خود نویسنده و هم از آثارشون 
نوشته و نقدهایی به یادگار بمونه اون هم در رعایت انصاف! 
و اینکه من جواب جناب قاصد را بدم که هنوز در کتاب فروشی فانوس یک نسخه موجود است! 
در خدمتیم... 
 
یاعلی و التماس دعا/. 
 
---------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون از محبت شما. موافقم! ضمناً اميدوارم جناب قاصد هم اين كامنت شما را ببينند و تا اين يك نسخه، فروش نرفته آنرا تهيه كنند. باز هم تشكر و التماس دعا 
 
نویسنده محمد نیازی, 28/02/1389 - 21:39
 
حاجی ،بالاخره خوندی و خوشت اومد ،دیدی ما چیز بد دست رفقا نمی دیم ،به ما بیشتر سر بزن !ضمنا این جزوه های آ..... رو برام بیار. 
 
------------------------------------------------------------ 
سلام و ممنون. چشم ميارم! ياحق 
 
نویسنده افرا جنگلی ' target='_blank'>website, 29/02/1389 - 22:46
 
سلام  
مطلبت عالی بود. 
راستش یه مدتی هست که با ابراهیمی آشنا شدم. اولش از کتاب "چهل نامه کوتاه به همسرم" شروع کردم قلمش واقعا قوی و گیراست. کتاب بار دیگر شهری که دوست داشتم را هم خوندم. الان دارم لوازم نویسندگی را می خونم. همه اش خوب بوده تا الان... 
 
----------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون افراي عزيز. اميدوارم من هم فرصت خواندن كتاب هاي بيشتري از اين نويسنده وطني داشته باشم. ياحق 
 
نویسنده تربت تشنه, 30/02/1389 - 17:54
 
بسم الله الرحمن الرحیم  
سلام  
واقعا دلم می خواد آثار نادر ابراهیمی رو بخونم که امیدوارم امسال محقق بشه  
ممنون از اینکه کتاب ایشون رو معرفی کردید 
 
----------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. اميدوارم به زودي اين اتفاق بيافتد. التماس دعا 
 

  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved



عضويت

Powered by WebGozar