"آمار" چه مي گويد؟
1389/03/17 ساعت 04:03:52
اين يادداشت پاسخي است به دو پرسش مخاطب گرامي، سركار تربت تشنه، كه در مطلب "واقعيت غرب امروز؟!" بصورت كامنت مطرح شده بود:

«چه مي شود كه ناگهان اتفاقي خلاف عادت مي افتد؟ يعني فردي كه با يك عقيده ثابت هميشه از آمارها  براي اثبات عقيده خودش سود مي جسته حالا همان آمار را براي رد عقيده پيشين خودش بكار مي برد؟»

به نظر مي رسد آنچه كه ما را به حيرت انداخته و موجب طرح چنين سؤالي شده است دو وجه دارد: اول اينكه فردي "آمار" يكساني را به عنوان دليل براي دو "موضع"(عقيده) متفاوت بكار گرفته است كه طبيعتاً چنين حالتي براي ما تناقض آميز مي نمايد و بلافاصله در رويارويي با اين اتفاق از خود مي پرسيم كه چطور چنين چيزي ممكن است؟! ثانياً اين اتفاق ظاهراً تناقض آميز و خلاف عادت چگونه روي مي دهد؟

به گمان من، شايد تناقض آميز بودن چنين حالتي برخاسته از تلقي ساده انديشانه و پيش پا افتاده اي از "آمار" باشد. و آن اينكه گويا "آمار" به خودي خود و بي هيچ واسطه اي خبر از "واقعيت" مورد بحث مي دهد و نهايتاً به كمك ما براي اتخاذ موضع مي آيد. بنابراين وقتي ما دو موضع متفاوت را متكي و مستند به آماري واحد مي كنيم دچار خطا شده ايم! اما اين ظاهر ماجراست. بگذاريد فارغ از مباحثات عميق و ژرف فلسفي، براي طرد و رد تلقي مذكور و متعاقب آن رفع تناقض ياد شده، اندكي منظور خويش را از مقوله "آمار" روشن كنيم و بحث را ادامه دهيم.

اگر اين تعريف عام را كه "آمار علمي است كه اصول و روش جمع آوري اطلاعات، نمايش دادن آنها، تجزيه و تحليل و استنتاج آماري را مورد بحث قرار مي دهد"(1) بپذيريم، مي توان دو جنبه از آمار را از هم تمييز داد: يكي اصول و روش جمع آوري اطلاعات و نمايش دادن آنها(آمار توصيفي) و ديگري تجزيه و تحليل و استنتاج(آمار استنباطي). پس آمار تؤامان هم جنبه توصيفي دارد و هم جنبه تبييني. حال نكته فوق العاده اساسي و مهم اين است كه اين هر دو جنبه بدون "مفهوم سازي بطور پيشيني" ميسر نيست. به بيان ديگر حتي توصيفي ترين مباحث آماري -براي مثال يك دسته بندي ساده براي جمع آوري اطلاعات-  كه با تبيين هاي آماري فرسنگ ها فاصله دارد، نيازمند مفهوم سازي هاي ماست. اما پيشيني ست چون قبل از رجوع ما به واقعيت اتفاق مي افتد. چرا كه اساساً اينكار براي "فهم" واقعيت انجام مي شود و بدون آن "ديدن" واقعيت ناممكن است. آري! ديدن واقعيت. اما چرا؟ خيلي ساده، چون "واقعيت" لخت و عريان معنا ندارد و شما براي اينكه بدانيد چه چيزي به قلمرو واقعيت مورد بحث شما "مربوط" است بايد پيشاپيش تلقي اي از چيستي واقعيت مورد نظرتان را پيش فرض بگيريد. در واقع مفهوم سازي شما اينجا اتفاق مي افتد و تنها پس از اين مرحله است كه "آمار" با پيش فرض گرفتن آن مفهوم سازي به پهنه واقعيت رجوع مي كند و به كار مي آيد. بازهم تأكيد مي كنم حتي در توصيفي ترين مباحث آماري كه شما تصور مي كنيد ديگر با واقعيت لخت و عريان روبرو هستيد. بگذاريد مثالي از ساده ترين حالات ممكن بزنم. فرض كنيد مي خواهيد اطلاعاتي آماري درباره پديده طلاق چمع آوري كنيد و بدانيد در سال گذشته چند مورد اتفاق افتاده است. اول اين كاري كه مي كنيد چيست؟ ساده ترين كار، تعريف مفهوم "طلاق" است. حال اگر اين مفهوم سازي اتفاق نيافتد آيا رجوع به واقعيت براي جمع آوري اطلاعاتي درباره طلاق معنايي دارد؟ چون در غير اينصورت چگونه با رجوع به واقعيت طلاق را از غير آن تمييز مي دهيد؟

تا اينجا مشخص شد كه "آمار" ابزاري ست در دست مفاهيم ما براي رجوع به واقعيت. به عبارت ديگر آمار به خودي خود صامت است مگر اينكه ما به كمك مفاهيم و مفهوم سازي هايمان خواستي از او داشته باشيم كه او فرمانبري كند و بدان پاسخ دهد. حال با اين پرسش اساسي روبرو خواهيم بود كه اين مفاهيم و مفهوم سازي ها را از كجا مي آوريم؟ بازهم فارغ از مباحثات عميق و ژرف فلسفي، اجمالاً بايد گفت كه ما آنها را از "موضعي" كه براي تحليل انتخاب كرده ايم مي آوريم. پس به نظر طبيعي مي آيد كه "موضع" ما به مراتب پيش از استفاده از آمار براي توصيف و تبيين واقعيت پيش فرض گرفته شده است و در واقع آمار كاري نمي كند جز "موجه كردن" موضع مان بطور پسيني، نه تغيير آن –تأكيد مي كنم نه تغيير آن!. و اگر كسي بپرسد كه اين موضع را از كجا آورده ايم؟ پاسخ خواهم داد كه از فرهنگ علمي -و يا غير علمي- كه در آن رشد كرده ايم و ياد گرفته ايم كه چگونه اين مفاهيم را بسازيم و بكار ببنديم. و پر واضح است كه اين فرهنگ ها نيز مي توانند متكثر و متنوع باشند.

 

و اما پاسخ دو پرسش:

در جواب پرسش دوم بايد گفت كه اگر ما به دو "موضع" متفاوت قائل باشيم ناچاراً -با ابتناء به طرح بحثي كه صورت گرفت- بايد با دو "آمار" متفاوت روبرو بود چون مفاهيم و مفهوم سازي ها متفاوت است. چه آن مواضع متعلق به يك فرد باشد يا نباشد. به عبارت ديگر قائل نيستم كه علي الاغلب دو موضع متفاوت مي توانند "آمار" يكساني داشته باشند. اما حتي اگر در مقام توصيف(آمار توصيفي) قائل به اين يكساني باشيم. در مقام تبيين(آمار استنباطي) به همان دلايلي كه ذكرش رفت آن چيزي كه به ظاهر متناقض مي آيد قابل "توجيه" است. يعني اگر فردي با توسل به يك "آمار" آب به آسياب دو موضع متفاوت بريزد خيلي ساده به دليل تفاوت در نوع مفاهيم و مفهوم سازي هاست كه به تبع تغيير مواضع اش به وقوع پيوسته است. هر چند اين تغييرات به زعم ما ناگهاني و غيرمنتظره باشد. به هر صورت اين مكانيزم پابرجاست!

در جواب پرسش نخست، هم بايد گفت تغييرات "موضع" به زعم ما ناگهاني، خلاف عادت و غيرمنتظره كه منجر به تفاوت در نوع تفسير و تأويلي از آماري واحد مي شود در اثر تغيير در فرهنگ علمي -و يا غير علمي- است كه در آن رشد كرده ايم و ياد گرفته ايم كه چگونه اين مفاهيم را بسازيم و بكار ببنديم. چراكه  اين فرهنگ ها نيز مي توانند متكثر و متنوع باشند و ما هم به سرعت يا به كندي در حال ورود يا خروج از آنها.

 

پ.ن1: منصورفر، كريم. روش هاي آماري، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ پنجم بهار 1380، ص2.





  نظرات (3)
نویسنده تربت تشنه, 17/03/1389 - 10:32
 
بسم الله الرحمن الرحیم  
سلام  
تشکر از پاسخ مبسوط شما  
فکر می کنم جوابم را گرفتم ، استنباط از امارها کلید گم شده ذهنم بود ، استنباطی که بر اثر فرهنگ علمی و یا غیر علمی دست به تشریح و تفسیر آمارها و یا ساخت مفاهیم ابتدایی آماری می شود .  
به خاطر زحمتی که کشیدید متشکرم 
 
---------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. خواهش ميكنم. پرسش خوب و مهم شما سبب بود. التماس دعا 
 
نویسنده مصطفی نمازیان website, 19/03/1389 - 07:49
 
بنام خدا. با شعری تحت عنوان " ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم" به روزم. منتظر بازدید و نظر شما. یا علی 
 
-------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. چشم حتماً مي بينم! 
 
نویسنده سید مرتضی website, 23/03/1389 - 08:28
 
حالا می‌فهمیم که چرا وقتی هر کاندیدای ریاست جمهوری در مناظره یک نمودار را بالا می گیرد، آن نمودار حرفش را به تمامه تایید می کند و چرا این آمارها و نمودارها نقطه‌ی قوت هیچ کدام به حساب نمی‌آید. هر کس هر نموداری نشان می‌داد، هواداران عامی‌اش را قانع می کرد. 
 
---------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. دقيقاً همينطور است! يا حق 
 

  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved



عضويت

Powered by WebGozar