| اسفار كاتبان |
| 1389/03/27 ساعت 09:01:56 | ||||||||
|
داستان با آشنايي اقليما ايوبي دانشجوي يهودي و همكلاسي وي سعيد بشيري -كه مسلمان است- براي انجام تحقيقي مشترك در درس جامعه شناسي آغاز مي شود. موضوع اين تحقيق، نقش قديسان در ايجاد بنيان هاي جوامع است. و از آنجايي كه طبق نظر استاد، تحقيق بايد بررسي نمونه اي تاريخي باشد، لذا با توافق هردو قرار بر آن مي شود تا در اين تحقيق مشترك، احوال شدرك قديس يهودي و خواجه كاشف الاسرار با هم مقايسه شود. در اسفار كاتبان سه داستان در سه زمان مختلف از طريق متن هايي تو در تو براي ما روايت مي شود. يكي داستان شاه منصور حاكم فارس در دوران تيموري، ديگري داستان مادربزرگ يكي از شخصيت هاي اصلي احتمالاً در قرن نوزدهم و ديگري داستان راوي در زمان معاصر ما در قبل از انقلاب. عشق ممنوع ميان راوي اصلي و دختري يهودي يكي از درونمايه هاي داستان است. راستش اين رمان را به سه دليل نپسنديم: اولاً بخاطر تو در تو بودن روايت ها كه خواننده آماتوري مانند من را گيج مي كند. ثانياً به دليل ريتم آهسته داستان كه تا حدودي بواسطه نكته پيشين است. و نهايتاً بخاطر تاريخي بودن بيش از اندازه و با جزئيات مفصل و رمزگونه كه به گمان من باعث خستگي خواننده مي شود.
مرتبط: 1. معرفي "اسفار كاتبان" 2. گفتگو با ابوتراب خسروي نويسنده كتاب
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 |
||||||||

نظرات (0)