| ناتور دشت |
| 1389/04/16 ساعت 19:01:02 | ||||||||
|
خلاصه داستان:
"هولدن كالفيلد نوجواني هفده ساله است كه در لحظه آغاز رمان، در يك مركز درماني بستري است و ظاهراً قصد دارد آنچه كه پيش از رسيدن به اين جا از سر گذرانده براي كسي تعريف كند و همين كار را هم مي كند و رمان نيز بر همين پايه شكل مي گيرد. در زمان اتفاق افتادن ماجراهاي داستان، هولدن يك پسربچه شانزده ساله است كه در مدرسه شبانه روزي «پنسي» تحصيل مي كند و حالا در آستانه كريسمس به علت ضعف تحصيلي(او چهار درس از پنج درس اش را مردود شده و تنها در درس انگليسي نمره قبولي آورده است) از دبيرستان اخراج شده و بايد به خانه شان در نيويورك برگردد. تمام ماجراهاي داستان طي همين سه روزي(شنبه، يكشنبه و دوشنبه) كه هولدن از مدرسه براي رفتن به خانه خارج مي شود اتفاق مي افتد. او مي خواهد تا چهارشنبه كه نامه مدير راجع به اخراج او به دست پدر و مادرش مي رسد و آب ها كمي از آسياب مي افتد به خانه بازنگردد به همين خاطر از زماني كه از مدرسه خارج مي شود دو روز را سرگردان و بدون مكان مشخصي سپري مي كند و اين دو روز سفر و گشت و گذار، نمادي است از سفر هولدن از كودكي به دنياي جواني و از دست دادن معصوميت اش در جامعه پر هرج و مرج آمريكا." (برگرفته از ويكي پديا)
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 |
||||||||

نظرات (0)