| تأملات (1) |
| 1389/05/08 ساعت 22:13:39 | ||||||||
|
و من ميخواهم اضافه كنم كه ما امور و اوضاعي را كه مقبول مييابيم اغلب عقلاني ميخوانيم. تهران، 1380
آيا ما امور و اوضاعي را كه مقبول مي يابيم تنها اغلب عقلاني مي خوانيم؟ به بيان ديگر آيا "عقلاني" خواندن، تنها گونه ممكن براي بيان امور و اوضاع مقبول ماست؟ در اين صورت، آيا بكارگيري مقولاتي مانند "اخلاقي"، "انساني"، "جهاني"، "فطري"، "طبيعي" و نظاير اينها، نيز گونه هايي ديگر براي بيان امور و اوضاع مقبول ما نيست؟ علاوه بر اين، اگر چنين حالاتي را بتوان تصور نمود، اساساً چه تفاوت ها و اشتراكاتي ميان اين انواع بيان هاي امور و اوضاع مقبول ما وجود دارد؟ و هر كدام از اين انواع بيان، چه چيزي پيرامون امور و اوضاع مقبول ما در عرصه هاي مختلف حياتمان مي گويند؟ اگر اين فرض را بپذيريم كه امروز همه مقولات "اخلاقي"، "انساني"، "جهاني"، "فطري"، "طبيعي" و نظاير اينها -كه گونه هاي متنوعي براي بيان امور و اوضاع مقبول ماست- مورد مناقشه و منازعه بي پايان و نافرجامي ميان ما انسانهاست؛ آيا اين امر دلالت ندارد كه در حقيقت، اين امور و اوضاع مقبول متعدد و متنوع ما انسانهاست كه مورد مناقشه و منازعه بي پايان و نافرجام قرار گرفته اند؟ ممكن است ظريف انديشي سؤال كند كه چرا امور و اوضاع مقبول ما انسانها مورد مناقشه و منازعه بي پايان و نافرجام قرار گرفته اند؟ پاسخ خيلي ساده و صريح اين است كه چون اين امور و اوضاع مقبول متعدد و متنوع، برخاسته از عرصه فراخ و گسترده تعلقات متكثر، متغاير، متضاد و متعارض انساني است، كه با تار و پود فرهنگ هاي گوناگون بشري عجين شده است! كسي چه مي داند شايد به گفته او: لتعارفوا ! (1)
(1): اشاره به آيه 13 سوره مباركه حجرات (2): آنچه كه پس از اين تحت عنوان "تأملات" اينجا منتشر مي شود حاوي تعريض هايي ست كه حقير، پيرامون برخي تأملات استاد عزيز جناب آقاي دكتر سعيد زيباكلام نوشته ام.
* L. Wittgenstein(1980) Culture and Value, ed. by G.H.VON WRIGHT, Trans. P.WINCH (Oxford, Bkml).
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 |
||||||||
نظرات (0)