گزارش یک نشست / دو چهره دین
1387/03/03 ساعت 18:22:18
2_8603270263_m200« احتمالات عرفی شدن در ایران » عنوان سلسله نشست هایی است که توسط گروه جامعه شناسی دین، وابسته به انجمن جامعه شناسی ایران از مهرماه سال 1386 آغاز شده است. پنجمین جلسه از این سلسله نشست ها به سخنرانی دکتر سارا شریعتی عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با عنوان « دو چهره دین » اختصاص داشت که در تاریخ 16 اردیبهشت 1387 در محل انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد. متن حاضر، گزارشی از این سخنرانی است که در سایت بنیاد باران نیز منتشر شده است.

مرتبط:
نشست اول: بررسی فرآیند عرفی شدن در ایران(علیرضا شجاعی زند)
نشست دوم: از دینداری جمع گرایانه تا دینداری فردگرایانه(تقی آزاد ارمکی)
نشست سوم: بررسی فرآیند عرفی شدن دین در ایران(حسین کچویان)
نشست چهارم: دیدگاهی متفاوت درباره سکولاریزاسیون در ایران(حسن محدثی)


دو چهره دین
در ابتدای سخنرانی سارا شریعتی به دو نکته به عنوان مقدمه اشاره کرد. اولاً بار دیگر اعتقاد خود را به ناممکن بودن جامعه شناسی دین در ایران اعلام نمود که پیش از این نیز در یکی از نشست های انجمن جامعه شناسی ایران به طرح آن پرداخته بود. البته وی متذکر شد که همچنان باید به رشد جامعه شناسی دین در ایران کمک کرد. ثانیاً به چند و چون در عنوان « احتمالات عرفی شدن در ایران » پرداخت. از نظر وی واژه " احتمالات" یعنی اینکه عرفی شدن به وقوع نپیوسته و احتمال دارد که به وقوع بپیوندد. بنابراین خود احتمالات را باید بحث کرد که آیا عرفی شدن امری واقعی است یا هنوز محقق نشده است؟ از سوی دیگر آیا عرفی شدن معادلی برای سکولاریزاسیون است یا عرفی در مقابل قدسی دورکیمی قرار می گیرد. و در نتیجه عرفی شدن را به معنای غیر قدسی شدن به کار می گیریم. چراکه استفاده از سنت تئوری های سکولاریزاسیون و یا سنت عرفی- قدسی دورکیمی بحث های متفاوتی را ایجاد خواهد کرد. بنابراین حتی عنوان بحث - احتمالات عرفی شدن در ایران- عنوان روشن و بدیهی نیست.
بعد از این مقدمات شریعتی بحث خود را به سه بخش تقسیم کرد: 1. طرح تئوری دورکیم و تفکیک باورهای اجباری و اختیاری 2. اشاره به تحقیقی در سوئیس بر اساس تئوری دورکیم 3. استفاده از تحقیق مذکور برای طرح احتمالات عرفی شدن در ایران.

1. تئوری دورکیم و تفکیک باورهای اجباری و اختیاری

شریعتی با اشاره به مقاله ای از دورکیم تحت عنوان « تعریف پدیده های دینی» که در سالنامه جامعه شناسی قبل از انتشار کتاب صور بنیانی حیات دینی و در حدود سال 1897 منتشر شده است می گوید: «در پایان این مقاله که دورکیم به نعریف پدیده های دینی می پردازد؛ میان باورهای اجباری و اختیاری تفکیک قائل می شود. از نظر دورکیم باورهای اجباری بر خلاف باورهای فردی، باورهای مذهبی هستند که منشأ جمعی و اجتماعی دارند که وی آنها را تحت همان تفکیک قدسی- عرفی توضیح می دهد. بنابراین از نگاه دورکیم منشأ باورهای دینی را نه در طبیعت انسانی بلکه باید در طبیعت اجتماعی انسان بجوییم. با این مقدمات تفکیک قدسی و عرفی در کار دورکیم به شکل نمادین اشاره به دوگانگی امر اجتماعی و فردی است. به عبارت دیگر آنچه که قدسی است اجتماعی و محصول تجربه اجتماعی است و آنچه که عرفی است ضرورتاً به انتخاب فردی بستگی دارد. اینجا دورکیم به تفاوت میان جامعه شناسی و روانشناسی اشاره می کند و برای اینکه رابطه جامعه و دین را نشان دهد می گوید بخاطر همین است که در بسیاری از سنتها می بینیم جامعه پذیری همواره از خلال دین حاصل می شود.»
شریعتی سپس ادامه می دهد که « ممکن است اینجا ایرادی بوجود بیاید و آن این است که حتماً عده ای ادعا خواهند کرد که ما احساسات یا توتم های شخصی نیز داریم که محصول فردند و منشأ اجتماعی ندارند. دورکیم اشاره می کند که همواره در کنار خدای واحدی که جامعه و جمع می پرستد، خدایان کوچک دیگری هم هستند که به شکل اختیاری فرد برای خودش می سازد و پرستش می کند. اما با تأکید بر اینها نمی توان توتم جمعی را نادیده گرفت. اینجاست که دورکیم تفکیک شناخته شده ای میان امر قدسی- عرفی، امر فردی- اجتماعی، روانشناسی - جامعه شناسی و توتم شخصی- جمعی قائل می شود.»
شریعتی سپس این سؤال را مطرح می کند که «آیا بین این تفکیک ها خط قرمز و عبورناپذیری وجود دارد؟» و از زبان دورکیم پاسخ می دهد که « چنین خط عبورناپذیری وجود ندارد. همیشه میان اینها خویشاوندی هایی وجود دارد، اما همواره موضوعی که اهمیت دارد این است که آن چیزی که باعث تحول در باورها می شود حتماً تحولی است که در توتم جمعی صورت می گیرد. این جامعه است که نقش تعیین کننده و تأثیرگذار دارد. بنابراین از نگاه دورکیم دوگانگی های مذکور به عنوان مراحلی نیستند که ما از یک به دیگری عبور می کنیم. بلکه اینها همه با هم معاصرند و موازی.»

2. اشاره به تحقیقی در سوئیس بر اساس تئوری دورکیم

در بخش دوم سخنان خود شریعتی به تحقیقی اشاره می کند که بر اساس تفکیک باورهای اجباری و اختیاری درباره دینداری سوئیسی ها به آزمون تئوری دورکیم پرداخته است. وی اضافه می کند که « جامعه سوئیس به علت چندفرهنگی بودن و نیز به علت اینکه جامعه ای شاخص با فردی شدن اعتقادات است، بستر خوبی برای تحقیقات جامعه شناسی دین است. در مرحله اول تحقیق، محققان درصدد این بودند که چگونه با تئوری فردی شدن باورها می توان تحولات میدان دینی را در سوئیس توضیح داد. در نهایت محققان با این پژوهش که بر روی یک جامعه آماری مشخص انجام شد به این نتیجه رسیدند که هر چه بیشتر زمان می گذرد افراد اعتقاداتشان فردی تر شود و مدیریت اعتقادات خود را بدست می گیرند. در همان جامعه آماری 10 سال بعد تحقیقی انجام دادند که تئوری شان تأیید شد با این یافته جدید که دین به شدت در حال دوآلیزه شدن (دو قطبی شدن) است. یعنی در جامعه سوئیس به همان اندازه که ما می بینیم افراد مدیریت اعتقادشان را به دست می گیرند در عین حال شکافی میان دینداری فردی و دین نهادینه که کلیسا نمایندگی آنرا می کند بوجود می آید. بنابراین تمام تئوری های قدیم سکولاریزاسیون در این جامعه جواب می دهد. اما چیزی که برای محققان سوئیسی عجیب می نمود این بود که در عین حالیکه شکاف بین دین نهادینه و خود مختاری باورها وجود دارد، اما افراد آنرا به عنوان شکاف احساس نکرده و این تناقض را حل می کنند. این بود که محققان به این نتیجه رسیدند که شاید تئوری دورکیمی مبنی بر تفکیک میان باورهای اختیاری و باورهای جمعی بتواند جواب دهد. چرا که از نظر آنها شاید این باورهای فردی، توتم های شخصی و دینداری های فردی است که به شدت در معرض تحولات اجتماعی است. در نتیجه باورهای اختیاری مدام در حال تغییر می باشد، اما آنچه که هسته سخت را تشکیل می دهد باورهای اجباری است. این باورهای اجباری نقش Habitus (عادت واره) را در زندگی افراد بازی می کنند و بنابراین محققان سوئیسی بر اساس تئوری دورکیم میان باورها و تعلق تفکیک قائل شدند. باورها دچار تغییر و تحول می شوند اما چیزی که کمتر آسیب می پذیرد تعلق است. این تعلق به یک معنا، تعلق به همان دین موروثی، سنت و یا آن چیزی است که محققان حافظه جمعی نام گذاشتند. دین به عنوان حافظه جمعی مشترک یک بافت اجتماعی می سازد و سوئیسی ها به این حافظه تعلق دارند. در عین حال که آنها باورهای فردی خودشان را به آن ارجاع می دهند اعتقادات دینی خود را تعریف می کنند. این مطلب بحث مهمی بود چرا که از آن دیدگاه علت و معلولی فاصله گرفته و به قول مورن رویکرد پیچیدگی را در فهم جهان اجتماعی به کار می گیرد. مسأله، دیگر به همان سادگی نیست که بگوییم از زمانی که فرد باورهای خود را به دست می گیرد، پس دین نهادینه عقب نشینی می کند. شاید دین نهادینه کارکردهای قبلی خودش را دیگر ایفا نمی کند اما در حوزه های دیگری کارکردهای خاص خود را ایفا می کند.
در حوزه ای که می توانیم بگوییم تعلق جمعی، حافظه تاریخی، بستر اتوپیک یا یک نشانه هویتی در جهانی که روز به روز دولت-ملت ها در چارچوبهای وسیعتری خود را تعریف می کنند مانند اتحادیه ها و مسأله متمایز کردن خود با کشورهای دیگر. مانند وضعیت انگلستان و سوئیس. حال باید به این تعلق به عنوان هسته سختی که کمتر در مقابل امواج سکولاریزاسیون آسیب پذیر است، اندیشید.

3. احتمالات عرفی شدن در ایران

شریعتی در بخش آخر سخنان خود به بحث راجع به احتمالات عرفی شدن در ایران پرداخت. وی متذکر شد که «هیچ تحقیقی درباره دینداری جوانان و مردم انجام نداده است و فقط با ارجاع به تحقیقاتی که در ایران انجام شده است به تأمل درباره این موضوع پرداخته است. او اشاره می کند که یافته های بسیاری از تحقیقات مورد بررسی متفاوت بود. عده ای از محققان به این نتیجه رسیده بودند که در ایران مثلاً در حوزه جوانان ما با نوعی دینداری سکولار روبرو هستیم. اما نقدی که به این نتیجه وارد می باشد این است که واژه سکولار مجهول است. در این رابطه، بسیاری از تئوریسین های سکولاریزاسیون پیشنهاد می کنند که از این واژه استفاده نشود. چون این واژه الزاماً معنای واحدی را در اذهان القا نمی کند. همیشه این تبصره وجود دارد که سکولار به چه معناست. در تحقیقات دیگری از دینداری موازی، ادیان جانشین یا معنویت های جدید نام برده می شود. در پژوهشهایی نیز محققان به شدت جوانان را پایبند به دین می دانند.»
شریعتی سپس ادامه می دهد که « این تفاوتها من را به این نتیجه رساند که در نهایت با حذف اختلافاتی که میان این تحقیقات وجود دارد، مشخص کنم که اغلب این تحقیقات چه بازتابی از میدان دینی و تحولات آن به ما می دهند؟ بسیاری از جامعه شناسان در ایران پیش فرضی دارند و آن اینکه می دانیم جامعه ما جامعه دینی است و چنین پیش فرضی را بدیهی می دانند و به بررسی آن نمی پردازند. اما بر اساس جامعه شناسی دین چنین چیزی اصلاً بدیهی نیست و ما بواسطه رویکرد جامعه شناختی باید هرگونه پیش فرضی را مورد سنجش قرار دهیم. از سوی دیگر اگر بگوییم جامعه ایرانی به سمت عرفی شدن رفته است و نشانه هایی را نیز ذکر کنیم، در عین حال می توان با تئوری فردی شدن سکولاریزاسیون را توضیح داد. و نیز می توان با تئوری دیگری فردی شدن را هم زیر سؤال برد. یا با بعضی از تئوریها از منظر دینی برخورد کنیم، چنانکه برخی اینکار را کرده اند و مثلاً درباره تئوری «دنیوی شدن» گفته اند که اساساً در Context اسلامی دنیوی شدن معنا پیدا نمی کند چون اسلام ذاتاً دنیوی است. بنابراین این تئوری که در مسیحیت جواب می دهد شاید اصلاً در اسلام قابل طرح نباشد.»
شریعتی نهایتاً نتیجه گیری می کند که «فعلاً به این نتیجه رسیده ام که مطالب فوق همگی درست است، اما هیچکدام از آنها در برگیرنده کل واقعیت ما نیست و سؤال من این بود که آیا می توانم از «کلی» صحبت کنم یا نه؟ آیا می توانم بگویم که کل جامعه ایران اینگونه است یا نه؟»
در ادامه شریعتی چهار نتیجه را درباره میدان دینی در جامعه ایران مطرح می کند:
«1. واقعیت جامعه ایران واقعیتی ناهمگون و چندگانه است و با یک تئوری کلان نمی توان توضیح دهنده آن چیزی بود که در متن جامعه ایران می گذرد.
2. میدان دینی در ایران بسیار دینامیک است و این دینامیزم را ما از خلال شواهدی می توانیم ببینیم. این شواهد فردی شدن و مدیریت اعتقادات فردی بدون ارجاع به سنت است.
3. ما در میدان دینی شاهد تکثر هستیم. امروز ما مجبوریم ادبیات خودمان را در جامعه شناسی دین غنی تر کنیم. امروز ما مجبوریم از دینداری، دین خویی، دین مندی، رفتار دینی، اخلاق دینی و... حرف بزنیم. دائماً احساس می کنیم که در حال جستجو برای مفاهیم و کلماتی هستیم که گویای واقعیت اجتماعی ما باشد. البته بخشی از این ماجرا وارداتی است، اما بخشی دیگر را ما برای توضیح واقعیت جدید جامعه خودمان خلق می کنیم. مفاهیمی مثل نوگرایی، روشنفکری دینی، نواندیشی و ... . به عبارت دیگر ما در میدان دینی خود شاهد پلورالیسم هستیم. از دین اسلام، مذهب تشیع امامی تا اهل تسنن و همه گرایشهایی که در خانواده بزرگ اسلام وجود دارد، تا ادیان وحیانی دیگر، تا ادیان غیر وحیانی، تا ادیان خاورمیانه، تا ادیان شرقی، تا معنویت های جدید که برخی به آنها عرفانهای سکولار می گویند، همگی این اشکال مختلف نشان دهنده میدان دینی است.
4. گزینشی بودن از دیگر ویژگیهای میدان دینی ماست. بسیاری از افراد آگاهانه هم گزینش و هم پرش می کنند که این آغاز ترکیبی شدن میدان دینی است.»
سپس شریعتی ادامه می دهد که « ویژگیهای فوق همه جزء تئوری های شناخته شده سکولاریزاسیون است و ردپای همه آنها در جامعه ما وجود دارد. بدین ترتیب جامعه ما اساساً جامعه سکولار است و سکولار شده. اگرچه نه به عنوان فرآیند اما حداقل بخشی از جامعه سکولار شده است. اما در عین حال با توجه به تحقیقی که در سوئیس انجام شد، همان دوگانگی میان تعلق و باورها در جامعه ما نیز وجود دارد. به عبارت دیگر از طرفی قطب باورها بوسیله جریانات و تحولات جدید اجتماعی مدیریت می شوند اما از سوی دیگر قطب تعلق هنوز آسیب پذیر نشده است. اما برخلاف آن چیزی که ما فکر می کنیم؛ اینکه هنگامیکه افراد دچار تحول می شوند متعاقباً در جامعه نیز هرج و مرج فکری و بحران را خواهیم داشت؛ بر اساس بحث دورکیم ماجرا وارونه است. یعنی باورهای فرد محصول باورهای جمعی هستند و اگر فرد به دنبال جریانات جدید می رود و به ما این نکته را گوشزد می کند که حوزه دین به شدت سکولاریزه و نسبی شده است، نه به دلیل فرد بلکه به این دلیل است که خود جامعه دچار تحول شده است که منشأ باورهای اجباری و تکلیف است و نقش مولد را نسبت به باورهای فردی ایفا می کند.»
در نهایت شریعتی متذکر می شود که « پس جامعه ما به همه دلایلی که می دانیم یعنی فرهنگ، سیاست و تاریخ در حال تغییر است و دین هم از این تحولات اجتماعی تأثیر می گیرد و هم بر آن تأثیر می گذارد. بنابراین تحولات اجتماعی هیچ حوزه ای از حوزه های دینی ما را بی تأثیر نگذاشته و اگر باز بخواهیم از اصطلاح سکولاریزاسیون و معادل عرفی شدن استفاده کنیم؛ ما در عین حال که شاهد یک سکولاریزاسیون درونی(از متن) در دین حاکم و موروثی مان شاهد هستیم، همچنین شاهد یک سکولاریزاسیون بیرونی هستیم که فردی شدن، متکثر شدن، گزینشی شدن، ترکیبی شدن و... نشانه های آن است و ما از طریق این نشانه ها می توانیم به سراغ میدان دینی جامعه مان برویم. فقط با گفتن این نکته که در عین حال که این عرفی شدن در هردو سطح درونی و بیرونی پیش می رود باید توجه کنیم که با یک تئوری کلان نمی توان این واقعیت اجتماعی را توضیح دهیم و همچنین دو وجه معاصر و موازی، گذار از مرحله ای به مرحله دیگر نیست یعنی با توجه به ناهمگونی در واقعیت اجتماعی ما، دینداری و بی دینی هم بصورت موازی و هم معاصر در جامعه پیش می روند.
»



  نظرات (0)

  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved



عضويت

Powered by WebGozar