| بنویسید: سینمای ملی، بخوانید: سینمای خیانت! |
| 1387/10/04 ساعت 17:02:16 | |||||||||||
|
چند صباحی ست که از تهران به کاشان نقل مکان کرده ایم. به برکت این انتقال، هفته ای دو فیلم سینمایی را در مسیر رفت و برگشت اتوبوس تماشا می کنم. البته دیدن این فیلمها به غیر از آنهایی ست که مشخصاً برای دیدنشان به سینما می روم. اما از دیدن فیلمهای سینمایی در این مدت چند ماه به نکته جالبی پی بردم. در این مدت به جرأت می توانم بگویم که اکثر فیلم هایی که دیده ام مفهوم "خیانت در روابط زناشویی" در اشکال متفاوت آن همواره محور اصلی فیلمنامه ها بوده است. اگر فرض کنیم مورد من نمونه گویایی از وضعیت امروزه و غالب تولیدات سینمایی ملی ما باشد می توان اجمالاً از چند زاویه به آن نگاه کرد:
1. اول اینکه این پرسش مهم مطرح می شود که چرا در اغلب تولیدات سینمای ملی ما-حداقل سینمای عامه پسند- چنین موضوعی-خیانت در روابط زناشویی- نقش محوری در فیلمنامه ها دارد؟ به عبارت دیگر چگونه می توان چنین پدیده ای را تبیین کرد؟. به نظرم پاسخ به این سؤال شاید بتواند پرده از "مسئله ای فرهنگی" بردارد که اکنون در حال تجربه کردن آن هستیم. قصد پاسخگویی مفصل به سؤال مذکور را ندارم. اما تصور می کنم محوریت چنین موضوعی در اغلب تولیدات سینمایی ما حتی بصورت کم رنگ، نه تنها کاملاً اتفاقی نبوده بلکه قویاً مرتبط با معضل فرهنگی حیات اجتماعی و فرهنگی امروز ماست. این ماجرا را بگذارید کنار محوریت چنین موضوعی در بسیاری از صفحات حوادث روزنامه ها و سریالهای تلوزیونی و ... . به زعم حقیر، یکی از معضلات جدی فرهنگ معاصر ما که هر روز نیز شدید و شدیدتر می شود "شیوع روابط نامشروع جنسی" است. این معضل، تجلیات گوناگونی می تواند داشته باشد که طبیعتاً یکی از آنها ماجراجویی های جنسی بیرون از روابط زناشویی ست که بنیان خانواده های ما را هدف گرفته است. بدین صورت است که آرام آرام با سیل عظیمی از تولیدات فرهنگی روبرو می شویم که در اشکال مختلف، خواسته یا ناخواسته محوریت شان مبتنی بر چنین پدیده ای ست. اما ریشه های فرهنگی و اجتماعی چنین معضلی خود داستان مفصلی دارد که مجال دیگری می طلبد. 2. البته مطلبی که در بخش قبل گفتم به این معنا نیست که سیاستگذاران فرهنگی، فیلمنامه نویسان و یا روزنامه نگاران ما بطور صحیح و مطلوبی به این معضل فرهنگی پرداخته اند.خیر! تنها مراد من این است که سر ریز چنین معضل فرهنگی را می توان در فیلمنامه های سریالها، تولیدات سینمایی، مطبوعات و ... مشاهده کرد. جالب اینکه حتی در برخی موارد در مصاحبه های کارگردانان چنین فیلمهایی دیده ام که تلاش می کنند دیگران را متقاعد کنند که اصلاً قصد پرداختن به این مسأله را نداشته اند و چنین پدیده ای نقش حاشیه ای در محتوای فیلمشان داشته است.و احتمالاً این فرار بخاطر متهم نشدن به ترویج فساد و فحشاست؟! تازه شما می توانید تولیدات سینمایی که مجوز اکران نمی گیرند و یا در شبکه ویدیویی خصوصی تولید می شوند و نیز سایر تولیدات فرهنگی غیر از فیلم را به این مجموعه اضافه کنید مثلاً ادبیات داستانی، اشعار، رمانها و ... . اما سیاستگذاران فرهنگی ما هم که هرگز نمی خواهند یا نمی توانند از خواب غفلت بیدار شوند در برابر سیل عظیم چنین تولیدات فرهنگی چه کاری از دستشان برمی آید؟ آیا جز این است که به لطایف الحیلی دوران مدیریت خویش را مصون از هر اتهامی به پایان برسانند تا خداوند فرجی حاصل کند؟ 3. اما وجه سوم به مخاطبانی باز می گردد که در سفر چنین فیلم هایی را می بینند.قطعاً می دانید که بیشترین حمل و نقل عمومی در کشور حمل و نقل جاده ای است و از این میزان، بخش اعظم آن به همین اتوبوسهای بین شهری تعلق دارد. و هم می دانید که تقریباً بسیاری از آنها مجهز به دستگاه پخش فیلم هستند. حال شما فرمول محاسبه تأثیر فرهنگی چنین فیلم هایی را فقط در ارتباط با یک شکل از تولیدات فرهنگی محاسبه کنید.
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 |
|||||||||||
نظرات (3)