| میرامار |
| 1387/10/11 ساعت 11:10:47 | |||||||||||||
پیش از این رمان های "گدا" و "دزد و سگها" از آثار نویسنده شهیر مصری "نجیب محفوظ" را خوانده بودم. "میرامار" رمان دیگری از اوست که به تازه گی خوانده ام. نجیب محفوظ را یکی از طلایه داران ادبیات مدرن در جهان عرب می دانند. ترجیح می دهم به جای پرادختن به رمان "میرامار"-که در این ارتباط می توانید به لینکهای مرتبط رجوع کنید- پاسخ سؤال یکی از دوستان را در یکی از کامنت ها بدهم. ایشان از من پرسیده بود که "چرا رمان می خوانی و بعد برای همه تعریف می کنی؟". صادقانه بگویم به دو دلیل. اول اینکه از قبل به حوزه ادبیات داستانی و به خصوص رمان علاقه مند بودم و ریشه آن نیز به گذشته های دور بازمی گردد. خاطرم هست که از کودکی با داستان خوانی و داستان نویسی مأنوس بودم. برای نمونه حتی در دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی چند باری نیز در مسابقات داستان نویسی برگزیده شدم. از شما چه پنهان که زمانی هم به نویسندگی تعلق خاطر فراوان داشتم و به آینده حرفه ای آن نیز می اندیشیدم. لذا همیشه بطور پراکنده و غیر حرفه ای این علاقه مندی را در قالب خواندن کتابهایی در زمینه رمان دنبال می کردم. اما دلیل دوم به خواندن رمان "گدا" اثر "نجیب محفوظ" مربوط است. راستش بعد از خواندن این رمان، بطور شگفت انگیز و باورنکردنی تلقی من از رمان و جایگاه آن در مطالعات شخصی ام تغییر کرد. اما چرا؟. بخشی از این چرایی به شرایط روحی مرتبط است که حین خواندن رمان مذکور داشتم که مایل به توضیح آن نیستم. اما بخش دیگر این چرایی به این ایده -که به نظرم بسیار مهم نیز هست- باز می گردد که رمان فقط رمان نیست!. به گمانم با رمان می توان زندگی کرد. لذا بسیاری از ایده های فکری و فلسفی را می توان با زندگی کردن با رمان فهمید، آموخت و پروراند. معتقدم حتی برای فهم، آموختن و پرورندان ایده ای فکری-فلسفی خواندن رمان شاید به مراتب مفیدتر از خواندن کتابی فلسفی، جامعه شناختی، تاریخی و... باشد! به نظرم جامعه شناسی، روانشناسی، تاریخ، فلسفه و بسیاری دیگر از حوزه های معرفتی را می توان با رمان به معنای واقعی کلمه زندگی کرد. در پاسخ به آن دوست عزیز باید بگویم به این دلایل است که رمان می خوانم و به دوستانم نیز پیشنهاد می کنم تا از پنجره رمان زاویه ای دیگر را برای نگريستن به حیات خویش تجربه کنند تا شاید نادیدنی هایی را بیابند که پیش از این نمی دیدند!.مرتبط: 1. مشخصات کتاب 2. نگاهی به رمان میرامار نوشته نجیب محفوظ(روزنامه کارگزاران) 3. یک عاشقانه منجر به قتل(روزنامه اعتماد) 4. ادبیات معاصر عرب ترجمه های محدود و معدود(گفتگو با رضا عامری مترجم رمان) 5. وب سایت شخصی رضا عامری مترجم کتاب
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 |
|||||||||||||
پیش از این رمان های "گدا" و "دزد و سگها" از آثار نویسنده شهیر مصری "نجیب محفوظ" را خوانده بودم. "میرامار" رمان دیگری از اوست که به تازه گی خوانده ام. نجیب محفوظ را یکی از طلایه داران ادبیات مدرن در جهان عرب می دانند. ترجیح می دهم به جای پرادختن به رمان "میرامار"-که در این ارتباط می توانید به لینکهای مرتبط رجوع کنید- پاسخ سؤال یکی از دوستان را در یکی از کامنت ها بدهم. ایشان از من پرسیده بود که "چرا رمان می خوانی و بعد برای همه تعریف می کنی؟". صادقانه بگویم به دو دلیل. اول اینکه از قبل به حوزه ادبیات داستانی و به خصوص رمان علاقه مند بودم و ریشه آن نیز به گذشته های دور بازمی گردد. خاطرم هست که از کودکی با داستان خوانی و داستان نویسی مأنوس بودم. برای نمونه حتی در دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی چند باری نیز در مسابقات داستان نویسی برگزیده شدم. از شما چه پنهان که زمانی هم به نویسندگی تعلق خاطر فراوان داشتم و به آینده حرفه ای آن نیز می اندیشیدم. لذا همیشه بطور پراکنده و غیر حرفه ای این علاقه مندی را در قالب خواندن کتابهایی در زمینه رمان دنبال می کردم. اما دلیل دوم به خواندن رمان "گدا" اثر "نجیب محفوظ" مربوط است. راستش بعد از خواندن این رمان، بطور شگفت انگیز و باورنکردنی تلقی من از رمان و جایگاه آن در مطالعات شخصی ام تغییر کرد. اما چرا؟. بخشی از این چرایی به شرایط روحی مرتبط است که حین خواندن رمان مذکور داشتم که مایل به توضیح آن نیستم. اما بخش دیگر این چرایی به این ایده -که به نظرم بسیار مهم نیز هست- باز می گردد که رمان فقط رمان نیست!. به گمانم با رمان می توان زندگی کرد. لذا بسیاری از ایده های فکری و فلسفی را می توان با زندگی کردن با رمان فهمید، آموخت و پروراند. معتقدم حتی برای فهم، آموختن و پرورندان ایده ای فکری-فلسفی خواندن رمان شاید به مراتب مفیدتر از خواندن کتابی فلسفی، جامعه شناختی، تاریخی و... باشد! به نظرم جامعه شناسی، روانشناسی، تاریخ، فلسفه و بسیاری دیگر از حوزه های معرفتی را می توان با رمان به معنای واقعی کلمه زندگی کرد. در پاسخ به آن دوست عزیز باید بگویم به این دلایل است که رمان می خوانم و به دوستانم نیز پیشنهاد می کنم تا از پنجره رمان زاویه ای دیگر را برای نگريستن به حیات خویش تجربه کنند تا شاید نادیدنی هایی را بیابند که پیش از این نمی دیدند!.
نظرات (5)