چرا موضوع رساله کارشناسی ارشد اینجانب تصویب نشد؟ (1)
1387/12/06 ساعت 18:19:53
روال معمول تصویب موضوع رساله کارشناسی ارشد در دانشکده ما(دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی) به این صورت است که نخست شما طرح نامه اولیه ای شامل "موضوع، سؤالات اساسی و طرح مسأله پژوهش پیشنهادی" را به همراه "روش تحقیق پیشنهادی" و "استاد راهنمای پیشنهادی" در یک یا دو صفحه به مدیرگروه ارائه می کنید تا در شورای گروه برای تصویب مورد بررسی قرار گیرد. بعد از آن اگر با طرح نامه اولیه شما موافقت شد Proposal نهایی را که با کمک استاد راهنما تنظیم شده با اعلام "استاد مشاور پیشنهادی" خود بار دیگر برای تصویب به گروه می دهید و نهایتاً بعد از تصویب، کار خود را تا زمان دفاع پایان نامه ادامه می دهید. این نکته مهم است که طرح نامه اولیه حکم Proposal را ندارد و صرفاً زمینه پژوهش و استاد راهنمای شما را مشخص می کند. چنین تفاوتی از آن جهت است که طرح نامه اولیه شما تا تبدیل شدن به Proposal نهایی ممکن است تغییرات زیادی داشته باشد. و به همین دلیل است که شورای گروه فقط در مورد زمینه پژوهش و استاد راهنمای شما نظر می دهد. من هم طبق روال معمول طرح نامه اولیه خود را بصورت ذیل به شورای گروه ارائه کردم:

- طرح نامه موضوع پیشنهادی رساله کارشناسی ارشد

- عنوان موضوع پیشنهادی: بررسی دیدگاههای موافق و مخالف با "امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی" در دوره بعد از انقلاب اسلامی

- طرح مسأله
از نخستین رویارویی های متفکرین مسلمان با منظومه معرفتی تجدد بطور عام و علوم اجتماعی معاصر(Social Science) بطور خاص، همواره یکی از دغدغه ها و مسائل فکری آنها بحث مناسبات دین و علوم اجتماعی بوده است. اما تاریخ ظهور و تحول این گونه مباحث در غرب به مراتب طولانی تر و گاه شدت آن بیشتر بوده است. به یک معنا از دوره رنسانس و سپس اواخر قرن هجدهم به بعد و شاید در تمامی قرن نوزدهم در جوامع غربی و بعدها در دیگر کشورها بویژه برخی جوامع مسلمان آسیایی و آفریقایی، به شکل های مختلف نسبت های میان امور اجتماعی و دینی و حوزه معرفتی مرتبط با آنها، یعنی بطور خاص مناسبات دین و علوم اجتماعی مطرح بوده است.

پ.ن: این پست ادامه دارد!

در همین ارتباط، موضوع "امکان و یا عدم امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی" نیز ذیل عنوان کلی تر مناسبات دین و علوم اجتماعی قرار می گیرد. مواضع مختلف و بعضاً متضاد متفکرین و عالمان اجتماعی مسلمان پیرامون موضوع "امکان و یا عدم امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی" باعث شکل گیری جریانهای فکری موافق و مخالف گوناگونی راجع به بحث مذکور شد.
در ایران نیز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی همواره یکی از سیاستهای اساسی در عرصه سیاستگذاری های کلان علمی و فرهنگی کشور بحث "اسلامی شدن علوم" عنوان شده که در این راستا رویکرد چنین سیاستی به حوزه علوم انسانی و اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است.
از زمان طرح بحث "اسلامی شدن علوم" بطور عام و علوم اجتماعی(جامعه شناسی) اسلامی بطور خاص در عرصه سیاستگذاری های کلان علمی و فرهنگی، رهیافت ها و مواضع نظری متفاوتی از سوی اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی در ایران مطرح شد که البته با شکل گیری هرچه بیشتر رشته های دانشگاهی علوم اجتماعی و بیشتر تعین یافتن آنها در جامعه بصورت جدی تر مطرح بوده است؛ چنانکه بررسی "امکان و یا عدم امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی" یا محقق و عملی شدن چنین رشته ای، از معرفت و دانش انسانی و انواع تعبیرهایی که از مفهوم مزبور قابل طرح می باشد، همچنان کم و بیش پرسشی باز و مطلبی بحث برانگیز در محافل حوزوی و دانشگاهی داخلی و حتی در میان اندیشمندان اجتماعی و جامعه شناسان کشورهای دیگر است.
در ایران نیز مانند بسیاری از دیگر کشورهایی که بحث مناسبات دین و علوم اجتماعی و نیز "امکان و یا عدم امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی"مطرح شد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جریانهای موافق و مخالف متعددی پیرامون این رهیافت نظری در حوزه علوم اجتماعی شکل گرفت. اما متأسفانه با گذشته سه دهه از انقلاب اسلامی و طرح این بحث، کمتر این جریانها و مواضعشان مورد بررسی و تحلیل نقادانه و موشکافانه اندیشمندان و عالمان علوم اجتماعی ما قرار گرفت. لذا به زعم نگارنده این سطور، چنین بررسی و تحلیلی محققانه می تواند به وضوح بیشتر در طرح ادعاهای موافقین و مخالفین این رهیافت نظری و نیز آینده علوم اجتماعی در ایران کمک کند.
با این استدلال به نظر می رسد سؤالات اساسی چنین پژوهشی موارد ذیل باشد:
1. دلایل، پیشفرضها و مدعیات اساسی معرفت شناختی و روش شناختی موافقین با "امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی" چیست؟
2. آیا تلقی واحدی از مفهوم جامعه شناسی اسلامی" و نیز "امکان تأسیس آن" میان موافقین وجود دارد؟ در غیر اینصورت سنخ شناسی جریانها و مواضع مختلف احتمالی در این باره چیست؟
3. دلایل، پیشفرضها و مدعیات اساسی معرفت شناختی و روش شناختی مخالفین با "امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی" چیست؟
4. آیا تلقی واحدی از مفهوم "جامعه شناسی اسلامی" و نیز "عدم امکان تأسیس آن" میان مخالفین وحود دارد؟ در غیر اینصورت سنخ شناسی جریانها و مواضع مختلف احتمالی در این باره چیست؟
5. دستاوردهای نظری و کاربردی دیدگاههای موافق و مخالف با "امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی" چیست؟
6. چه انتقاداتی بر دیدگاههای موافق و مخالف با "امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی وجود دارد؟

- روش تحقیق
از آنجایی که پژوهش حاضر، به لحاظ روش شناسانه از نوع نظری است لذا روش مطالعه اسنادی-کتابخانه ای برای انجام آن پیشنهاد می شود. البته در این زمینه روشهای "تحلیل گفتمان" و "مصاحبه عمیق" هم می تواند به پژوهش کمک فراوانی کند.




  نظرات (3)
نویسنده شکیب العلما, 07/12/1387 - 16:44
 
امید جان شکیبا باش وبه خدا توکل کن .واین سخن خواجه رابه یاد بیاور :دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت,دائما یکسان نماند حال دوران غم مخور,انشالله به همت شما وسایر بروبچ متعهد این هژمونی اساتید فسیل شده ومتحجر خواهد شکست. 
 
----------------------------------------------- 
ممنون. انشاءالله! 
 
نویسنده سید مرتضی, 08/12/1387 - 11:36
 
چرا تلفن را جواب نمی دهی؟ به محض رویت این کامنت با حقیر تماس بگیر. بی زحمت.  
مطلب را که نوشتی نه؟ وحید جلیلی دارد فشار می آورد. می خواهد صفحات را ببندد. 
 
------------------------------------------------ 
به محض دیدن کامنت، ایمیل کردم قربان! 
 
نویسنده احمدآرام website, 08/12/1387 - 11:34
 
سلام . 
با مطلبی با عنوان " نمداد ؛ بشاگرد دهه ی سوم انقلاب" به روزیم.  
ازنظراتتان استفاده خواهیم کرد. 
 
------------------------------------------------ 
ممنون. حتماً می بینم! 
 

  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved



عضويت

Powered by WebGozar