و باز هم التماس دعا!
1388/02/21 ساعت 11:28:14
بسم الله الرحمن الرحیم

بیست و پنج روز پیش در آخرین پست وب سایت، سخن از آشفتگی و غمگینی خودم گفتم؛ از وجودی آتش گرفته و حالی نذار؛ از سینه ای تنگ و قلبی نا آرام؛ از ناله و شیون و گریه های جانسوز یا شاید هم جان ساز؟!؛ از سرگشتگی و سرگردانی؛ از حرکت کردن به مقصدی نامعلوم؛ از تلاش برای خلاصی از وجودی آتش گرفته؛ از بی تابی و ناتوانی؛ از ناامیدی جز به عنایت پروردگار؛ از فریاد علیلی و ذلیلی خود؛ از حرمی امن و آغوش باز رحمت خداوند و ... اما امروز ...!
بعد از نوشتن آن پست کوتاه، به لطف حضرت حق و طلب امام رئوف به نیت چله نشینی عازم مشهد الرضا شدم. قسم به همان امید در راه ماندگانی چون حقیر، از همان لحظه ای که پست را نوشتم و قصد سفر کردم تا آخرین لحظه ای که آهنگ برگشتن کردم اتفاقات عجیب و شگفتی روی داد که یکی از نتایج آن ترک چله نشینی پس از بیست روز بود. راستش قصد داشتم تا همه آنچه روی داد را بگویم اما بعد پشیمان شدم. تصور می کنم برخی اتفاقات را نه می توان گفت و نه باید گفت! تنها باید با تأمل از کنار آنها گذشت و با آن صبوری کرد!. فقط این را بگویم که اگر گوش نامحرمی بشنود جز اتهام توهم چیز دیگری نخواهد گفت. اتهامی که خود بارها در طول سفر بر خویشتن می زدم. اما ... بگذریم! نمی دانم، شاید گفتن همین مقدار هم ناصواب باشد. پس ترجیح می دهم تا این ماجرا را برای همیشه در نهانخانه قلبم همچون گنجینه ای نگه دارم تا علاوه بر اینکه مدتها با تذکر و یادآوری آن عشق بازی می کنم و روح و جانم را صفا می بخشم ضمناًً امید داشته باشم تا با نگه داری از آن خداوند توفیقات بیشتری نصیبم کند.
در پست پیشین از شما طلب دعای خیر کردم. یقین دارم که بعد از عنایت حضرت حق و مهربانی علی بن موسی الرضا دعای خیر شما بدرقه راه من بود. از کامنت های پر مهر و آموزنده شما ممنونم و از خداوند رحیم عاجزانه و ملتمسانه می خواهم تا رزق مرا حضور همیشگی در دعای خیر شما قرار دهد. این بار برای...! جالب است  از صبح که نوشتن این پست را آغاز کردم چندین بار شبکه اینترنت مختل شد تا در نهایت با اذان ظهر به سرانجام رسید؛ همچون پست قبل. خداوند عاقبت همه ما را به خیر کند.

التماس دعا




  نظرات (4)
نویسنده تربت تشنه website, 21/02/1388 - 23:44
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
از بازگشت آرامتان خوشحالم  
امیدوارم هیچ ناآرامی جز تشویش هجرانش را و تمنایش را تجربه نکنید 
و السلام 
 
----------------------------------------------------------- 
از همراهی شما ممنونم. زمزمه هر روز من در سفر این بود:خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن/ ز غم های دگر غیر از غم عشقت رهاکن/ تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری/ شکسته دلم جانا به عهد خود وفا کن 
همیشه محتاج دعای خیر شما هستم. 
 
نویسنده صالح, 21/02/1388 - 23:50
 
به قول شریعتی ارزش آدم ها به حرف هایی که برای نگفتن دارن 
از این که آرام شدی دلم آروم شد 
خدا رو شکر  
التماس دعا 
در پناه حق 
 
---------------------------------------------------------- 
ممنون صالح عزیز و دوست داشتنی. از داشتن دوستانی مثل تو به خودم می بالم. امیدوارم شکر گذار چنین نعمتی باشم. دعای خیر فراموش نشود! 
 
نویسنده هدی, 26/02/1388 - 06:23
 
سلام 
ان شالله که اوضاع بر وفق مراد باشه و حالتون به معنای واقعی خوش! 
حالا که بوی رحمت الهی از نوشته تان به مشام می رسه تا هنوز معطر این عطرید من رو هم دعا کنین  
( به این می گن فرصت طلبی ) :) 
 
----------------------------------------------------------- 
ممنون از لطفتون. امیدوارم واقعاً همینطوری باشه که میگین. ضمنآ تا باشه از این فرصت طلبی ها! شما هم من رو از دعای خیرتون بی نصیب نکنین. 
 
نویسنده ب, 30/02/1388 - 08:53
 
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست 
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش 
 
-------------------------------------------------------------- 
ممنون 
 

  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved



عضويت

Powered by WebGozar