|
اگرچه پارادايم دين، همچون پارادايم علم، موجود انعطاف پذيري است كه فضاي قابل توجهي براي تفكر و تفحص در اختيار انسان متفكر قرار مي دهد ليكن داراي حدود و ثغوري است كه، برخلاف پارادايم علم، شكستن و خروج از آن، به معني خروج از پارادايم دين است، نه به معناي خروج از از پارادايمي ديني و دخول در پارادايم ديني ديگر. اين امر بدين دليل است كه اجزاء بنياني و مقوم پارادايم دين، برخلاف پارادايم هاي علمي، غير بشري بوده از ناحيه پروردگار عالم تعيين و ابلاغ شده است و بدين سبب، نقض ناپذير و نقد ناپذير هستند.
در حاليكه، پارادايم هاي علمي توسط انسان ها تقويم و تنظيم شده اند و بدين روي، هيچ عضوي از آنها و ايضاً هيچيك از خود آنها از هيچ مصونيت و ضرورتي برخوردار نيستند. (تأملات سرخ 9)
به نظر مي رسد اگرچه ايده تبييني مذكور، با قائل شدن به هسته سخت غيربشري براي پارادايم دين بر خلاف پارادايم علم، ميان اين دو حوزه، تمييز مي دهد؛ اما مسئله اي بسيار حياتي و مبنايي را پيش روي ما مي گذارد:
با پذيرش اين تمييز، تنها معضله "هستي شناسانه" درباره پارادايم دين حل مي شود و نه "معرفت شناسانه". به بيان ديگر، اگر اين فرض را بپذيريم كه آن هسته سخت غيربشري وجود دارد، با اين پرسش ها روبرو خواهيم بود كه: ميزان انعطاف پذيري پارادايم دين چقدر است؟ چگونه مي توان محدوده آن فضاي قابل توجه تفكر و تفحص انساني را ترسيم كرد؟ آيا اساساً مي توان مرزي را براي آن متصور بود؟
به ديگر سخن اينكه، اگرچه پارادايم دين برخلاف پارادايم هاي علمي توسط پروردگار عالم تعيين و ابلاغ شده است، اما "فهم" و "درك" آن، مانند پاراديم هاي علمي توسط انسان ها تقويم و تنظيم مي شود. فهم و دركي كه همه سطوح پارادايم دين را شامل مي شود. بنابراين، اين پرسش معرفت شناسانه همواره مطرح است كه: بر اساس چه معيار و ملاكي معرفت بشري مي تواند حدود و ثغور آن هسته سخت غيربشري را بيابد و متفطن خروج خويش از پارادايم دين شود؛ و نه خروج از پاراديمي ديني و دخول در پاراديم ديني ديگر؟!
البته ممكن است براي پاسخ به پرسش ياد شده دو راه را برگزينيم، اول اينكه ما براي ارائه آن معيارها و ملاك ها متوسل به هسته هاي سخت ديگري بشويم. يعني آن هسته سخت مركزي را با هسته هاي سخت ديگري مرتبط كنيم. اما بلافاصله بايد به ياد داشته باشيم كه آن معضله معرفت شناختي همچنان به جاي خود باقي خواهد ماند! دوم اينكه بطور كلي ورود در اين عرصه را از وادي فهم و درك انساني بيرون ببريم و آنرا به داوري و قضاوت يوم الحساب وانهيم. در اين صورت، قائل شدن به اين تمييز ميان پارادايم دين و پارادايم علم چه معناي "محصل" و "روشني" خواهد داشت؟!
مرتبط:
1. مجموعه تأملات قرآني
نظرات (0) |