|
 گنبد طلايي شاه نجف(تيرماه 89)
قسم به جان تو اي عشق اي تمامي هست
كه هست هستي ما از خم غدير تو مست
در آن خجسته غدير تو ديد دشمن و دوست
كه آفتاب برد آفتاب بر سر دست
نشان از گوهر آدم نداشت هر كه نبود
به خمسراي ولايت خراب و باده پرست
به باغ خانه تو كوثري بهشتي بود
كه بر ولاي تو دل بسته بود صبح الست
در آن ميانه كه مستي كمال هستي بود
به دور سرمدي ات هر كه مست شد پيوست
بساط دوزخيان زمين ز خشم تو سوخت
چو در سپاه ستم برق ذوالفقار تو جست
هنوز اشك تو بر گونه زمان جاري ست
ز بس كه آه يتيمان، دل كريم تو خست
ز حجم غربت تو مي گريست در خود چاه
از آن به چشمه چشمش هميشه آبي هست
هنوز كوفه كند مويه از غريبي تو
زمانه از غم تنهايي ات به گريه نشست
دمي كه خون تو محراب مهر رنگين كرد
دل تمامي آيينه ها ز غصه شكست
پ.ن1: عيد ولايت اميرمؤمنان علي(ع) را خدمت همه مخاطبان و دوستان عزيزم تبريك و تهنيت عرض مي كنم. انشاءالله در پناه حضرتش موفق و مؤيد باشيد. التماس دعا
پ.ن2: شعر زيباي فوق سروده شاعر معاصر، نصرالله مرداني است.
نظرات (2) |